باز با خوف و رجا
سوی تو می آیم من
دو قدم دلهره دارم
دو قدم دل تنگم ...
.jpg)
بیرون زِ تو نیست
آنچه می خواسته ام
فهرستِ تمامِ آرزوهای منی...!
.jpg)
زبانت معمار است و حرفهایت خشت خام، مبادا کج بچینی دیوار سخن، که فرو خواهد ریخت بنای شخصیتت ...

از صدای گذر آب چنان میفهمی،
تند تر از آب روان،عمر گران میگذر…
زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست!
آنقدر سیر بخند که ندانی غم چیست!
.jpg)

دوباره پاییز
اما نه ((فصل خزان)) زرد!
دوباره پاییز
اما نه فصل اندوه و درد!
دوباره پاییز
فصل زیبای سادگی
دوباره پاییز، موسم شدید دلدادگی . . .
.jpg)
به حرمت
نان و نمکى که با هم خوردیم
نان را تو ببر
که راهت بلند است
و طاقتت کوتاه...
نمک را بگذار برای من!
میخواهم
این زخم
تا همیشه تازه بماند.......

.jpg)
تو خودت میدانی که جلوه گاه عشق منی
بیا ای معشوق زیبای من، دل من بدجور سودای تو دارد
بیا ای همدم من، بیا ای غمخوار من
بیا
بیا
بیا
.jpg)
میان دره های مه گرفته
دعوتت میکنم به صرف پنج شنبه ای پاییزی
کنار نت های خاموش عصرگاهی
یادت نرود بانو!
سیگار را با خودت بیاوری، به قدر کفایت
اینجا برای غصه خوردن
برای گریه های طولانی
وقت بسیار است
میان هجمه دود گرفته عاشقی ها
از ریه هایت کمک بگیر
هوای دوست داشتن سخت سربی است
از ما گفتن بود رفیق
.jpg)